1) انديشه‌ٴ نوعي پتانسيل گرانشي‌1 را مطرح كرد و چيزي را صورت‌بندي كرد كه دوهِـم آن را ((اصل موضوعه‌ٴ يوردانوس‌)) مي‌نامد: ((نيرويي كه وزنه‌اي را تا ارتفاع معيني بالا ببرد، مي‌تواند وزنه‌اي k برابر سنگين‌تر را تا ارتفاعي k برابر كمتر بلند كند.)) همين يوردانوس‌، يا يكي از شاگردانش‌، مفهومي معادل گشتاور ايستا را براي مطالعه‌ٴ اهرم زاويه‌اي و سطح شيب‌دار به‌كار برد. حتي با قدري حسن‌نيت مي‌توان در آثار مكتب يوردانوس به پيش‌گامي در زمينه‌ٴ اصل‌ جابه‌جايي مجازي برخورد.2 در اين ميان‌، مكانيك‌دان ديگري به نام ژرار بروكسلي (سيزدهم ـ 1) با مشكلاتي دست و پنجه نرم مي‌كرد كه بعدها با تميز ميان سرعت خطي و زاويه‌اي حل شد. در اواخر همان قرن دو روحاني فرانسيسي‌، يعني راجر بيكن (سيزدهم ـ 2) و پي‌ير اُليوي‌ (سيزدهم ـ 2) در اين زمينه نام‌آور شدند. پي‌ير مفهوم فيلوپوني نيروي رانش را احيا كرد؛ بيكن كه‌ بيشتر تحت تأثير گروستست بود تا نموراريوس‌، درباره‌ٴ ماهيت نيروي مكانيكي و امكانات‌ انتقال آن به بحث پرداخت‌. پي‌ير غريب (سيزدهم ـ 2) و ويلار هونكوري (سيزدهم ـ 2) درباره‌ٴ حركت يكنواخت مي‌انديشيدند.
به جهاني بودن اين جنبش توجه كنيد. نموراريوس آلماني بود، ژرار بروكسلي اهل فروبومان‌ (ممالك سفلا)؛ رابرت گروستست و راجر بيكن انگليسي بودند؛ پي‌ير غريب‌، پي‌ير اليوي و ويلار هونكوري فرانسوي بودند. از اين گذشته‌، اين بحران مكانيكي محدود به اروپا نبود. در ايران هم علي‌بن عمر كاتبي (سيزدهم ـ 2) و قطب‌الدين شيرازي (سيزدهم ـ 2) درباره‌ٴ گردش‌ وضعي زمين به بحث پرداختند و امكان آن را از لحاظ مكانيكي رد كردند.
آميزش مكانيك با نجوم موجب شگفتي نيست‌. از برخي جهات مكانيك آسمان قديم‌تر از مكانيك زميني است و سيارات به ما نمونه‌هايي از حركت بي‌مقاومت خالص را، مدت‌ها پيش‌ از آن‌كه مشاهده‌ٴ چنين حركاتي در روي زمين امكان‌پذير باشد، عرضه كرده‌اند. براي ارزيابي‌


gravitas secundum situm .1
2 .دوهِـم در تفسيرهايش‌، به‌خاطر شيفتگي و علاقه‌اش به بزرگ كردن اصحاب مدرسه و كوچك كردن گاليله‌، خيلي زياده‌روي كرده است‌. ستايشگران او هم‌ ندانسته همين تعصب او را دنبال كرده‌اند (ايسيس‌، 25، 341 ـ 362، 1936).